صفحه خانگی » آموزش گرامر انگلیسی » آشنایی با Verbal در انگلیسی
آشنایی با verbal
آشنایی با verbal در انگلیسی

آشنایی با Verbal در انگلیسی

لینک فهرست عناوین نوشته آشنایی با Verbal در انگلیسی

Verbal چیست؟
1-Gerund (اسم مصدر)

Gerund در نقش فاعل (Subject)

Gerund در نقش متمم (Complement)

Gerund در نقش مفعول (Object)

2-Verbal noun (اسم وربال)

دسته اول اسامی وربال شبه جراند

دسته دوم اسامی وربال غیر شبه جراند

3-Infinitive (مصدر)

Infinitive-1-3 به عنوان اسم

Infinitive در نقش فاعل (Subject)

Infinitive در نقش متمم (Object)

Infinitive در نقش مفعول (Complement)

Infinitive-2-3 به عنوان صفت

Infinitive-3-3 به عنوان قید

4-Participle (وجه وصفی)

نوع اول وجه وصفی حال (Present Participle)

نوع دوموجه وصفی گذشته (Past Participle)

نوع سوم وجه وصفی کامل (Perfect Participle)

آشنایی با Verbal در انگلیسی

Verbal چیست؟

به اسم، صفت و یا قیدی که از ریشه و مصدر یک فعل ایجاد می شود، verbal یا در تعریف فارسی “منسوب به فعل” گفته می شود. تمامی verbal ها همانطور که گفته شد، از ریشه فعل، مشتق (derived) می شوند، به عنوان مثال با اضافه کردن ing به ریشه بعضی افعال، می توان اسم یا صفت ایجاد کرد. در ادامه انواع verbal ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

در انگلیسی چهار نوع Verbal وجود دارد که در پایین معرفی شده اند:

  1-Gerund (اسم مصدر)

  2-Verbal noun (اسم وربال)

  3-Infinitive (مصدر)

  4-Participle (وجه وصفی)

حال به بررسی هر یک از این موارد می پردازیم:

1- Gerund (اسم مصدر)

در نوشته آشنایی با Gerund و Infinitive در انگلیسی اجمالا با مفهوم Gerund آشنا شده اید و در اینجا به طور مفصل تر با آن آشنا خواهید شد. همانطور در نوشته مذکور هم عنوان گردید Gerund با تلفظ فارسی “جِرِند” به اسم هایی گفته می شود که با اضافه کردن ing به مصدر و ریشه فعل بدست می آید و به همین دلیل به اینگونه اسم ها، اصطلاحا “اسم مصدر” یا “حاصل مصدر” گفته میشود،چون حاصل تغییرات روی مصدر فعل میباشد و از اینرو در انگلسی به عنوان یک verbal شناخته شده است. در پایین تعدادی از این اسم ها همراه با افعال مربوطه آنها معرفی شده است. به عنوان مثال مصدر و ریشه فعل “یادگرفتن” در انگلیسی Learn می باشد که با اضافه کردن ing، اسم مصدر آن یعنی Learning بدست می آید:

(یادگیری) Learning(یادگرفتن) Learn⊕

(خواندن) Reading(خواندن) Read⊕

(مسافرت) Traveling(سفر کردن) Travel⊕

(کار کردن) Working(کار کردن) Work⊕

(شکار،شکار کردن) Hunting(شکار کردن) Hunt⊕

Gerund یا همان اسم مصدر ، اگر چه از لحاظ ظاهر به افعال شباهت دارد،اما همواره به عنوان یک اسم عمل می نماید.همانطور که در مبحث “اجزای جمله در انگلیسی” عنوان شد، یک اسم می تواند در جایگاه فاعل، مفعول یا متمم قرار بگیرد. بنابراین Gerund نیز به خاطر اسم بودنش می تواند در نقش فاعل، مفعول و یا متمم ظاهر شود.

تکته: Gerund فقط می تواند به عنوان اسم (فاعل، مفعول، متمم) بکار رود و هرگز به عنوان صفت یا قید مورد استفاده قرار نمی گیرد.

Gerund در نقش فاعل (Subject) همانطور که در مثال های زیر ملاحظه مینمایید،Gerund ها با رنگ آبی و فاعل جملات با زیرخط نشان داده شده اند. دقت شود که در بعضی موقعیت ها خود اسم مصدر به تنهایی به عنوان فاعل جمله بکار می رود، همانند مثال های اول،دوم و سوم در پایین و همچنین میتواند در درون عبارتی قرار گیرد که کل آن عبارت ،فاعل جمله محسوب میگردد.مطابق با آنچه که در سه مثال آخر مشاهده میکنید. در مثال های زیر فعل اصلی جملات نیز با رنگ سیاه برجسته مشخص گردیده اند.به تفاوت بین فعل اصلی و Gerund دقت نمایید:

Reading helps you learn English.

خواندن به شما کمک می کنه انگلیسی یاد بگیرید.

Jogging and running are two hobbies of mine.

جاگینگ (آهسته دویدن) و دویدن (تند دویدن) دو تا از سرگرمی های من هستند.

Flying makes me nervous.

پرواز (داخل هواپیما) منو عصبی می کنه.

Brushing your teeth is important.

شستن دندانهایتان مهم است.

Hunting tigers is dangerous.

شکار ببرها خطرناک است.

In football, deliberately tripping an opponent is a foul.

در فوتبال پشت پا زدن عمدی حریف خطاست.

Gerund در نقش متمم (Complement) همانطور که در مثال های زیر مشاهده می کنید، Gerund ها با رنگ آبی و متمم ها که دربردارنده اسم مصدر هستند، با زیر خط نشان داده شده اند:

Her favorite hobby is playing computer games.

سرگرمی مورد علاقه او بازی های کامپیوتری می باشد.

Two important aspects of learning English are reading and writing.

دو تا از جنبه های یادگیری انگلیسی خواندن و نوشتن می باشند.

One of his duties was attending meetings.

یکی از وظایف او شرکت در جلسه ها بود.

Gerund در نقش مفعول (Object) همانطور که در مثال های زیر مشاهده می کنید،Gerund ها با رنگ آبی و مفعول ها که دربردارنده اسم مصدر هستند، با زیر خط نشان داده شده اند:

I enjoy reading.

من از خواندن لذت می برم.

My mom likes shopping.

مامان من خرید کردن رو دوست داره.

Jim quit smoking a year ago.

جیم یه سال پیش سیگار کشیدن رو ترک کرد.

I like swimming in the river.

من شنا کردن تو رودخونه رو دوست دارم.

شکل منفی Gerund با اضافه کردن not قبل از آن ها بدست می آید،همانگونه که در مثال های زیر مشاهده می کنید:

Not drinking enough fresh water can be harmful for your health.(به عنوان فاعل Gerund)

ننوشیدن آب تازه کافی می تونه برای سلامتی شما مضر باشه.

He enjoyed not working.(به عنوان مفعول Gerund)

او از کار نکردن لذت می بُرد.

The best thing for your health is not smoking.(به عنوان متمم Gerund)

بهترین چیز برای سلامتی شما سیگار نکشیدن است.

نکته مهم شاخص برجسته یک gerund این است که اگرچه به عنوان یک اسم شناخته شده می باشد، اما همچنان ویژگی های اصلی یک فعل را به ارث می برد. یعنی همچنان همانند یک فعل می تواند:

• توسط قید (adverb) تعریف گردد

• در صورت لزوم مفعول (object) بپذیرد

بنابراین gerund ها هرگز توسط صفت (adjective) توصیف نمی شوند و به مانند فعل، برای توصیف و یا تعریف آنها باید از قید کمک گرفت و همچنین gerund هایی که از فعل های متعدی و مفعول پذیر (transitive verbs) ساخته می شوند، همانند فرم فعلی خود، مفعول می پذیرند. همانطور که در مثالهای زیر ملاحظه مینمایید gerund با رنگ آبی، مفعول با رنگ قرمز و قید با رنگ سبز نشان داده شده اند:

Brushing your teeth is important.

شستن دندانهایتان مهم است.

Hunting tigers was really dangerous.

شکار ببرها واقعا خطرناک بود.

In football, deliberately tripping an opponent is a foul.

در فوتبال، به طور عمدی پشت پا زدن حریف خطاست.

Brilliantly reading the poem won the competition.

خوندن اون شعر به صورتی عالی رقابت را برد.

Badly drawing a dog is not acceptable for your project.

به صورت بد نقاشی کردن یک سگ برای پروژه شما مناسب نیست.

2-Verbal noun (اسم وربال)

اسم وربال به اسمی گفته می شود که همانند gerund از ریشه و مصدر فعل بدست می آید و حتی گاها از لحاظ ساختمان، مشابه با ساختار فعل مربوط به خود می باشد و به همین دلیل در انگلیسی به عنوان verbal شناخته شده می باشد. اسامی وربال هم همانند gerund می تواند به عنوان یک اسم در نقش های مختلفی همچون فاعل، مفعول و متمم ظاهر گردد:

نکته مهم شاخص برجسته اسامی وربال این است که اگر چه به عنوان یک اسم شناخته شده می باشد، اما برخلاف gerund ویژگی های اصلی یک فعل را به ارث نمی برد. یعنی قید و مفعول نمی گیرد، بلکه دقیقا همانند یک اسم عادی می تواند:

• حرف تعریف معیّن (definite article) یا نامعیّن (indefinite article) و یا صفت اشاره (determiner) قبل از آن قرار گیرد

• توسط صفت (adjective) تعریف گردد

• به صورت جمع (plural) بکار رود

• بعد از آنها عبارت حرف اضافه ای (prepositional phrase) قرار گیرد

بنابراین اسم های وربال، هرگز توسط قید (adverb) توصیف نمی شوند و دقیقا به مانند یک اسم عادی (ordinary noun)، برای توصیف و یا تعریف آنها باید در صورت لزوم از صفت (adjective) کمک گرفت. اسامی وربال بر اساس ساختار و ساختمانشان به دو دسته تقسیم می شوند، هر چند که از لحاظ کاربرد به نوعی مشابه هم می باشند:

⊕دسته اول اسامی وربال شبه جراند

این دسته از اسم های وربال در ظاهر به gerund شباهت دارند، یعنی هماند gerund با اضافه کردن ing به انتهای فعل بدست می آیند و همانطور که در بالا عنوان شد، رفتارهای فعل گونه از خود بروز نمی دهند و با آنها همانند یک اسم معمولی رفتار می شود. همانطور که در مثالهای زیر ملاحظه مینمایید اسم وربال شبه جراند با رنگ آبی، حرف تعریف معیّن یا نامعیّن با رنگ قهوه ای، صفت اشاره با رنگ بنفش، صفت کیفیتی با رنگ سبز و عبارت حرف اضافه ای با رنگ قرمزنشان داده شده اند:

In football, the deliberate tripping of an opponent is a foul.

در فوتبال پشت پا زدن عمدی حریف خطاست.

A brilliant reading of the poem won the competition.

خواندن عالی شعر رقابت را برد.

This bad drawing of a dog is not acceptable for your project.

این بد نقاشی کردن یک سگ برای پروژه شما مناسب نیست.

⊕دسته دوم اسامی وربال غیر شبه جراند

این دسته از اسم های وربال همانند اسامی وربال شبه جراند، با افزودن ing به انتهای فعل بدست نمی آید، بلکه با اضافه شدن پسوندهای دیگر و بعضا تغییر در ساختار اصلی فعل ساخته می شوند. به عنوان مثال اسم arrival با افزودن پسوند “al” به انتهای فعل arrive بدست می آید. همچنین گاها شکل اسمی یک فعل با ساختار و ساختمان خود فعل یکسان می باشد، همانطور که به عنوان مثال در جدول زیر ملاحظه می کنید،فرم اسمی و فعلی کلمه attack با هم یکسان می باشد:

فعل معنی اسم وربال غیر شبه جراند معنی
arrive
وارد شدن، رسیدن arrival ورود
repeat تکرار کردن
repetition تکرار
decide تصمیم گرفتن
decision تصمیم، عزم
attack حمله کردن
attack حمله
fly پرواز کردن
flight پرواز
enhance افزودن
enhancement افزایش، بهبود

در ادامه مثالهایی از کاربرد اسامی وربال غیرجراند در جمله نشان داده شده است. در این مثالها اسامی وربال غیر شبه جراند با رنگ آبی، حروف تعریف با رنگ قهوه ای، صفت ها با رنگ سبز و عبارت حرف اضافه ای با رنگ قرمز نشان داده شده اند:

Their arrival has been delayed.

ورود آنها به تاخیر افتاده است.

I do not want another repetition of yesterday.

من تکرار دیگه ای از دیروز نمیخوام.

That was an awful decision by the referee.

اون یک تصمیم بد توسط داور بود.

He mounted a surprise attack with the Romans.

او یک حمله غافلگیرانه را با ارتش رم ترتیب داد.

He boarded a flight to Chicago.

او سوار یک پرواز به مقصد شیکاگو شد.

3-Infinitive (مصدر)

در نوشته آشنایی با Gerund و Infinitive در انگلیسی اجمالا با مفهوم Infinitive آشنا شده اید و در اینجا به طور مفصل تر با آن آشنا خواهید شد. همانطور در نوشته مذکور هم عنوان گردیدInfinitive با تلفظ فارسی “این فی نی تیو” به شکل مصدری و پایه ای فعل به همراه حرف اضافه to یا بدون آن گفته می شود که به عنوان یک نوع verbal شناخته می شود. به عنوان مثال همانطور که در پایین مشاهده می کنید،فرم Infinitive فعل Read به شکل to read می باشد:

(کتاب خواندن) to read ⇒ (خواندن) Read⊕

(یادگیری) to learn ⇒ (یادگرفتن) Learn⊕

(مسافرت) to travel ⇒ (سفر کردن) Travel⊕

(کار،کار کردن) to work(کار کردن) Work⊕

(شکار،شکار کردن) to hunt(شکار کردن) Hunt⊕

Infinitive هم اگر چه از لحاظ ظاهر به افعال شباهت دارد، اما صرفا به عنوان اسم (فاعل، مفعول، متمم)، صفت و قبد عمل می نماید. در ادامه هر یک از کاربردهای infinitive معرفی خواهند شد:

Infinitive -1-3 به عنوان اسم

همانطور که در مبحث “اجزای جمله در انگلیسی” هم عنوان شد، Infinitive می تواند به عنوان اسم، در نقش های فاعل، مفعول و یا متمم در جمله مورد استفاده قرار بگیرد:

Infinitive در نقش فاعل (Subject) همانطور که در مثال های زیر مشاهده می کنید، Infinitive (مصدر با to) با رنگ آبی و فاعل که دربردارنده “مصدر با to” هستند، با زیر خط نشان داده شده اند. در ضمن فعل اصلی جمله نیز با رنگ سیاه برجسته مشخص گردیده اند.به تفاوت بین فعل اصلی و Infinitive دقت نمایید:

To travel around the world requires a lot of time and money.

مسافرت دور دنیا پول و وقت زیادی می خواهد.

To learn is the most important thing.

یادگیری مهم ترین چیز هست.

To be on time was very important in that culture.

وقت شناس بودن در اون فرهنگ (آداب و رسوم)، خیلی مهم بود.

To play basketball is her favorite fantasy.

بسکتبال بازی کردن فانتزی مورد علاقه اون هست.

نکته استفاده از Infinitive به عنوان فاعل جمله،همانطور که در مثال های بالا مشاهده نمودید،غیر ممکن نیست، اما استفاده از آن به عنوان متمم رایج تر و متداول تر می باشد که در ادامه به آن اشاره شده است.

Infinitive در نقش متمم (Object) همانطور که در مثال های زیر مشاهده می کنید، Infinitive با رنگ آبی و متمم که دربردارنده “مصدر با to” می باشد، با زیر خط نشان داده شده است. در ضمن فعل اصلی جمله نیز با رنگ سیاه برجسته مشخص گردیده است. به تفاوت بین فعل اصلی و Infinitive دقت نمایید:

Most important thing is to learn.

مهم ترین چیز یادگیری هست.

Her favorite fantasy was to play basketball.

فانتزی مورد علاقه اون بسکتبال بازی کردن بود.

Infinitive در نقش مفعول (Complement) همانطور که در مثال های زیر مشاهده می کنید، Infinitive با رنگ آبی و مفعول که دربردارنده “مصدر با to” می باشد، با زیر خط نشان داده شده است. در ضمن فعل اصلی جمله نیز با رنگ سیاه برجسته مشخص گردیده است. به تفاوت بین فعل اصلی و Infinitive دقت نمایید:

He wants to learn.

اون می خواد یاد بگیره/خواهان یادگیری هست.

Jim always forgets to eat.

جیم همیشه فراموش می کنه غذا بخوره./غذا خوردن رو فراموش می کنه.

He agreed to buy a new car.

او با خرید یک ماشین جدید موافقت کرد.

شکل منفی Infinitive با اضافه کردن not قبل از حرف اضافه to به دست می آید،همانگونه که در مثال های زیر مشاهده می کنید:

I decided not to go.(به عنوان مفعول Infinitive)

من تصمیم گرفتم نرم.

The most important thing is not to give up.(به عنوان متمم Infinitive)

مهم ترین چیز اینه که تسلیم و منصرف نشی./مهم ترین چیز تسلیم نشدنه.

Infinitive-2-3 به عنوان صفت

همانطور که در نوشته “اجزای گفتار در انگلیسی” هم عنوان شد، صفت صرفا جهت توصیف اسم(noun) بکارمی رود و می تواند یک کلمه، عبارت، نیم جمله و …باشد. حال با این تعریف می توان گفت معمولا هنگامی که infinitive بلافاصله بعد از یک اسم قرار می گیرد، به عنوان صفت برای آن اسم در نظر گرفته میشود. در واقع infinitive به عنوان صفت به سوال “کدام یک؟=?Which one” پاسخ میدهد و این در اصل، راه شناسایی آن محسوب میگردد. به عنوان مثال، درجمله اول در پایین، با مطرح کردن سوال “کدام جین ها؟” و پاسخ به آن یعنی “جین های شستنی” به این نتیجه میرسیم که عبارت مصدری “to wash” به عنوان صفت برای توصیف اسم jeans در این جمله بکار رفته است. در مثالهای زیر infinitive با رنگ آبی و اسم توصیف شونده توسط infinitive با رنگ سبز نشان داده شده است:

I have some jeans to wash.

من چند تا شلوار جین برای شستن دارم.

Jen’s eagerness to learn was very evident.

شوق یادگیری جِن خیلی مشهود و آشکار بود.

I have too much work to do.

من کار زیادی برای انجام دادن دارم.

We have five questions to answer.

ما پنچ تا سوال برای جواب دادن داریم.

The team’s desire to win is very strong.

اشتیاق تیم برای برنده شدن خیلی قوی است.

Infinitive-3-3 به عنوان قید

همانطور که در نوشته “اجزای گفتار در انگلیسی” هم عنوان شد، قید برخلاف صفت، جهت تعریف و توصیف و همچنین دادن اطلاعات اضافی بیشتر به فعل (verb)، صفت (adjective) و همچنین قید دیگر بکار می رود که می تواند یک کلمه، عبارت، نیم جمله و …باشد. حال با این تعریف می توان گفت هنگامی که infinitive قبل یا بعد از فعل و یا بعد از یک صفت قرار میگیرد، به عنوان قید برای آن فعل یا صفت در نظر گرفته میشود. در واقع infinitive به عنوان قید به سوال “چرا، به چه دلیل و هدف؟=?Why” یا “چه چیزی؟=?What” پاسخ میدهد و این در اصل، راه شناسایی آن محسوب میگردد. به عنوان مثال، درجمله اول در پایین، با مطرح کردن سوال “چرا رفت؟” و پاسخ به آن یعنی “چون کار کنه” به این نتیجه میرسیم که عبارت مصدری “to work” به عنوان قید برای توصیف فعل went در این جمله بکار رفته است و یا در جمله چهارم با مطرح کردن سوال “چرا مشتاق بودند؟” و پاسخ به آن یعنی “چون در باره تعطیلات باب بیاموزند” به این نتیجه میرسیم که عبارت مصدری “to learn” به عنوان قید برای توصیف صفت eager در این جمله بکار رفته است. در مثالهای زیر infinitive با رنگ آبی ، فعل توصیف شونده توسط infinitive با رنگ قرمز و صفت توصیف شونده توسط infinitive با رنگ سبز نشان داده شده است:

Fred finally went to work.

او رفت تا کار کنه/او رفت سرکار.

The bus driver sounded his horn to warn the walkers.

راننده اتوبوس بوقش رو به صدا در آورد تا به عابران پیاده هشدار بدهد.

I bought paint to finish the picture for my mom.

من رنگ خریدم تا نقاشی مادرم رو تمام کنم.

The students were eager to learn about Bob’s vacation.

دانش آموزان مشتاق بودند تا درباره تعطیلات باب بیاموزند.

Early clocks were hard to read.

ساعت های اولیه خیلی خوندنشون سخت بود.

To sleep, bats hang upside down.

برای خوابیدن، خفاش ها وارونه آویزان می شوند.

To make the cookies, you must add the flour first.

برای درست کردن شیرینی و کلوچه، شما باید اول آرد رو اضافه کنید.

نکته هنگامی که یک مصدر یا یک عبارت مصدری در ابتدای جمله می آید، همواره توسط یک علامت کاما (ویرگول) از مابقی جمله جدا شده و می تواند همانند دو مثال آخر یعنی مصدر (To sleep) و عبارت مصدری (To make the cookies) برای توصیف فعل های بعد از خود بکار روند. البته همیشه حضور مصدر در ابتدای جمله به منظور توصیف فعل نخواهد بود.

4-Participle (وجه وصفی)

Participle یا همان وجه وصفی، فرمی از فعل می باشد که کاربرد فعلی ندارد و همانند صفت برای توصیف اسم بکار میرود و به دلیل اینکه از ریشه فعل مشتق میگردد و یا بعضا مشابه با ساختمان خود فعل می باشد، یک نوع verbal محسوب می گردد. معمولا از وجه وصفی برای توصیف اعمال جاری و ناتمام و همچنین اعمال انجام و کامل شده استفاده می شود و به طور قابل توجهی به ما در کوتاه و خلاصه نمودن جملات و عبارات کمک می نماید.

در انگلیسی سه نوع وجه وصفی وجود دارد:

⊕نوع اول وجه وصفی حال (Present Participle)

وچه وصفی حال همانند gerund با اضافه کردن ing به انتهای فعل ایجاد میگردد، اما همانطور که در بالا عنوان شد، برخلاف gerund به عنوان صفت برای توصیف عمل جاری و ناتمام یک اسم بکار می رود و غالبا معنی معلوم (active meaning) دارد. وجه وصفی حال می تواند به عنوان یک صفت در موقعیت های مختلف مثلا بلافاصله قبل از یک اسم یا به تنهایی و یا در عبارت های وجه وصفی (Participle Phrases) مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه هر یک از این موارد را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

• کاربرد وجه وصفی حال به عنوان صفت عادی (Adjective)

وجه وصفی می تواند همانند یک صفت عادی، قبل از یک اسم قرار بگیرد.در پایین نمونه هایی از کاربرد وجه وصفی حال را به عنوان صفت در جمله مشاهده می نمایید که در آن وجه وصفی حال با رنگ آبی و اسم هایی که توسط آنها توصیف می شوند با رنگ سبز نشان داده شده اند. به عنوان مثال در جمله اول crying برای توصیف وضعیت “بچه” بکار رفته که در آن لحظه به عنوان یک عمل ناتمام و در حال جریان محسوب می گردد:

The crying baby drew a long breath.

بچه گریان (در حال گریه) نفس طولانی ای کشید.

He gently woke the sleeping woman.

او به آرامی و ملایمت آن زن خوابیده (در حال خواب) را بیدار کرد.

He was trapped inside the burning house.

او داخل یک خانه در حال سوختن بدام افتاد.

I am a working woman.

من یک زن کاری هستم (مشغول کار هستم).

• کاربرد وجه وصفی حال بصورت تنها

وجه وصفی حال می تواند به تنهایی در ابتدا یا انتهای جمله بکار رود و توصیف کننده اسم بعد یا قبل از خود باشد. در مثالهای زیر، نمونه هایی از کاربرد وجه وصفی حال را به عنوان صفت به تنهایی در جمله مشاهده می نمایید که در آن وجه وصفی حال، با رنگ آبی و اسم های توصیف شونده توسط آنها با رنگ سبز نشان داده شده اند:

I heard someone singing.

من صدای کسی رو شنیدم که در حال آواز خودن بود.

I can smell something burning.

من می تونم بوی یه چیزی که داره میسوزه رو بشنوم.

Huffing and puffing, They arrived here.

اونها در حالی که نفس نفس می زدند، رسیدند اینجا.

The woman, quivering and trembling, ran away.

اون زن در حالی که لرزان و هراسان بود فرار کرد.

نکته هنگامی که یک وجه وصفی حال به تنهایی در ابتدا یا وسط جمله می آید، معمولا بعد از آن یک علامت ویرگول (کاما) قرار می گیرد و نشاندهنده این است که این بخش از جمله وابسته به بخش اصلی جمله می باشد، همانطور که در مثالهای بالا ملاحظه می نمایید.

• کاربرد وجه وصفی حال در عبارت های وجه وصفی (Participle Phrases)

وجه وصفی حال می تواند در درون عبارت های وجه وصفی (عبارت هایی که با وجه وصفی حال شروع می شوند) قرار بگیرد و خود عبارت وجه وصفی نیز معمولا بلافاصله قبل یا بعد از اسمی که آن را توصیف میکند می نشیند. در مثالهای زیر، وجه وصفی حال با رنگ آبی، اسم با رنگ سبز و کل عبارت وجه وصفی حال با زیر خط نشان داده شده اند:

I wasted money buying this game.

من پول رو بابت خرید این بازی حروم کردم.

My mother is next to the lady wearing the red hat.

مادر من کنار اون خانم که کلاه قرمز سرشه هست.

Being poor, he didn’t spend much on clothes.

به خاطر فقیر بودن، او زیاد برای لباس خرج نکرد.

Dropping the gun, she put her hands in the air.

او اصلحه اش را انداخت و دستانش را برد بالا.

My boss spends two hours a day travelling to work.

رئیس من هر روز دو ساعت رو برای رفتن به سر کارش صرف میکنه.

نکته هنگامی که یک عبارت وجه وصفی حال، در ابتدای جمله قرار می گیرد، معمولا بعد از آن یک علامت ویرگول (کاما) قرار میگیرد و نشاندهنده این است که این بخش از جمله وابسته به بخش اصلی جمله می باشد، همانطور که درمثالهای بالا ملاحظه می نمایید.

⊕نوع دوموجه وصفی گذشته (Past Participle)

وجه وصفی گذشته در واقع همان ستون سوم افعال اصلی باقاعده و بیقاعده می باشد که در نوشته “افعال با قاعده و بیقاعده در انگلیسی” بدان اشاره شده است. وجه وصفی گذشته بر خلاف وجه وصفی حال که برای توصیف ویژگی های جاری و ناتمام یک اسم بکار می رود، جهت توصیف ویژگی های تمام و کامل شده اسم مورد استفاده قرار می گیرد و غالبا معنی مجهول (passive meaning) دارد. وجه وصفی گذشته نیز می تواند به عنوان یک صفت در موقعیت های مختلف مثلا بلافاصله قبل از یک اسم ، یا به تنهایی و یا در عبارت های وجه وصفی (Participle Phrases) مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه هر یک از این موارد را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

• کاربرد وجه وصفی گذشته به عنوان صفت عادی (Adjective)

وجه وصفی می تواند همانند یک صفت عادی، قبل از یک اسم قرار بگیرد. در پایین نمونه هایی از کاربرد وجه وصفی گذشته را به عنوان صفت در جمله مشاهده می نمایید که در آن وجه وصفی گذشته با رنگ آبی و اسم هایی که توسط آنها توصیف می شوند با رنگ سبز نشان داده شده اند. به عنوان مثال در جمله اول torn برای توصیف وضعیت “پیراهن” بکار رفته که از قبل پاره شده و به عنوان یک عمل تمام شده در گذشته محسوب می گردد. یعنی او پیراهنی را پوشید که از قبل پاره شده بود و دلیل پاره شدن پیراهن در اینجا، مجهول (نامعلوم) است:

He wore a torn shirt.

او بک پیراهن پاره پوشید.

A burnt child dreads fire.

یک بچه سوخته از آتش میترسه. (بچه ای که تجربه سوختگی داره)

His tattered coat needs mending.

کت پاره اش نیاز به تعمیر دارد.

The fallen leaves covered the path.

برگ های ریخته شده مسیر رو پوشاند.

Do not waste time staring at a closed door!

زمان رو با خیره شدن به در بسته تلف نکن!

• کاربرد وجه وصفی گذشته بصورت تنها

وجه وصفی گذشته می تواند به تنهایی در ابتدا یا انتهای جمله بکار رود و توصیف کننده اسم بعد یا قبل از خود باشد. در مثالهای زیر، نمونه هایی از کاربرد وجه وصفی گذشته را به عنوان صفت به تنهایی در جمله مشاهده می نمایید که در آن وجه وصفی گذشته با رنگ آبی و اسم های توصیف شونده توسط آنها با رنگ سبز نشان داده شده اند:

Terrified, they fled from the scene.

وحشت زده، اونها از صحنه فرار کردند.

Dejected, he left the room.

ناراحت و افسرده، او اتاق رو ترک کرد.

نکته هنگامی که یک وجه وصفی گذشته به تنهایی در ابتدا یا وسط جمله قرار می گیرد، معمولا بعد از آن یک علامت ویرگول (کاما) می نشیند و نشاندهنده این است که این بخش از جمله وابسته به بخش اصلی جمله می باشد، همانطور که درمثالهای بالا ملاحظه می نمایید.

• کاربرد وجه وصفی گذشته در عبارت های وجه وصفی (Participle Phrases)

وجه وصفی گذشته می تواند در درون عبارت های وجه وصفی (عبارت هایی که با وجه وصفی گذشته شروع می شوند) و خود عبارت وجه وصفی نیز معمولا بلافاصله قبل یا بعد از اسمی که آن را توصیف میکند می نشیند. در مثالهای زیر، وجه وصفی گذشته با رنگ آبی، اسم با رنگ سبز و کل عبارت وجه وصفی گذشته که توصیف کننده اسم می باشد با زیر خط نشان داده شده است:

Deceived by his friends, he killed himself.

او که توسط دوستانش فریب خورده بود، خودش را کشت.

I have a heart wracked with sorrow.

من قلبی دارم ویران شده از غم.

Battered by the wind, John fell to his knee.

باد به جان ضربه زد و افتاد.

Crushed to pieces by a sledgehammer, the computer no longer worked.

بعد از اینکه کامپیوتر توسط پُتک (چکش بزرگ) تکه تکه و ریز شد، دیگر کار نکرد.

Finally broken, Lee lowered his gloves.

لی نهایتا شرمسار و متاثر، دست کش هاش رو آورد پایین.

نکته هنگامی که یک عبارت وجه وصفی گذشته، در ابتدای جمله قرار می گیرد، معمولا بعد از آن یک علامت ویرگول (کاما) قرار میگیرد و نشاندهنده این است که این بخش از جمله وابسته به بخش اصلی جمله می باشد، همانطور که درمثالهای بالا ملاحظه می نمایید.

⊕نوع سوم وجه وصفی کامل (Perfect Participle)

وجه وصفی کامل، دلالت بر اعمال کامل شده (completed) دارد. در واقع وجه وصفی کامل، در جملاتی به کار میرود که شامل دو نیم جمله اصلی و وابسته می باشد که در آن وجه وصفی گذشته در نیم جمله وابسته تاکید بر آن دارد که عمل اول قبل از شروع عمل دوم کامل شده و به اتمام رسیده است. فرمول ساخت وجه وصفی کامل بصورت زیر می باشد که در آن ابتدا کلمه having به همراه وجه وصفی گذشته یا همان ستون سوم فعل (P.P) بکار میرود. به عنوان مثال در جمله اول در پایین، ابتدا عمل مطالعه کردن به پایان رسید و سپس عمل فوتبال بازی کردن شروع شد:

Having+P.P

Having studied for the exam, Mike went to play football.

مایک بعد از اینکه برای امتحان مطالعه کرد، رفت تا فوتبال بازی کند.

Having delivered the message, he left immediately.

بعد از اینکه او پیام رو دریافت کرد، فورا اون محل رو ترک کرد.

Having read the instructions, she snatched up the fire extinguisher.

بعد از اینکه او دستورالعمل ها رو خوند، کپسول اطفا حریق رو برداشت و آماده کرد.

The child having found its mother, was again happy.

بچه بعد از اینکه مادرش رو پیدا کرد، دوباره خوشحال شد.

The fog having lifted, the plane took off.

بعد از اینکه مه اومد بالا، هواپیما بلند شد.

نکته معمولا وجه وصفی کامل در ابتدا و گاها وسط جمله می آید و یک علامت ویرگول (کاما) بعد از آن قرار می گیرد و نشاندهنده این است که عبارت وجه وصفی کامل، به عنوان یک نیم جمله وابسته در جمله بکار رفته است.

همچنین این صفحه را ببینید

infinitives vs. gerunds

قوانین استفاده از جراند و مصدر

لیست عناوین نوشته قوانین استفاده از جراند و مصدر قانون شماره 1⇐استفاده از جراند و ...

یک نظر

  1. Hunting tigers is dangerous. ببرها (را) شکار کردن خطرناک است.

    The hunting of tigers is dangerous. شکار ببرها خطرناک است.

بخش نظرات و دیدگاه های شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *